سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اقلیم باستان شناسان پارس
     
منوی اصلی
صفحه نخست
ارتباط با ما
آرشیو مطالب
لینک آر اس اس
ورود کاربران سایت
عضویت بعنوان نویسنده

فهرست مطالب
مقالات باستان شناسی
اخبار باستان شناسی
دوران ایلامی
دوران هخامنشی
دوران اشکانی
دوران ساسانی
پیش از تاریخ
جهان باستان
گاه نوشت
اساطیر
متفرقه

پیوند های مفید

آمار بازدید
بازدید امروز : 33
بازدید دیروز : 103
بازدید کل : 14724

امکانات سایت
برای گرفتن فال خود اینجا را کلیک کنید
برای گرفتن استخاره آنلاین با قرآن کریم اینجا را کلیک کنید
 


سخنی کوتاه از مدیر




من در سالی که بادهای سپید می وزید ، در شهر راز ، کنار مشتی سفالینه پیش از تاریخ به دنیا آمدم ، مادرم مرا شهد شجاعت نوشانید و پدرم گاهواره مرا در دره کتیبه ها آویخت ... گویا پرنده ای بازمانده از قافله اساطیرم ، یا دلی که در حمله ی اسکندر سوخته است ، یا شاید انگشتر پیروزه ای هستم که در نبرد خندق سلمان را یاد نیاکان انداخت ، او پارسی بود... اما من در خاکبازی غربت ، در کوچه های طوفان خیز تنهایی ، با آشفتگی و سرگردانی ام بزرگ شدم ، اندک اندک خصائص باستانی ام گل میکند و یاد اسطوره های نجابت سرزمین بر سر شاخه های تاملم شکوفه میکند...آری من یادگار گذشتگان خویشم و تو را نمیدانم ولی من ، عهد کرده ام تا زنده ام از پای ننشینم.


   1   2      >

وضعیت زیست محیطی عصر اشکانی

وضعیت زیست محیطی عصر اشکانی بر اساس داده های آزمایشگاهی استخوانهای انسانی کشف شده از محوطه های  عصر اشکانی
،* طاهره عزیزی پور **فرهنگ خادمی ندوشن***محمد لامعی رشتی
*استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت **دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه تربیت مدرس ***استاد آزمایشگاه واندوگراف سازمان انرژی اتمی ایران


چکیده :
یکی از مسایل باستان شناسی داشتن اطلاعاتی در باره زیست محیط محل استقرارهای باستانی است که اجازه استقرارهای انسانی را می دهد در طول سالهای حکومت اشکانیان- که از  238 ق.م تا 224 م بر ایران حکومت می راندند- وقتی که آنها قلمرو خود را از شرق به غرب گسترش دادند و نواحی جدیدی را به قلمرو خود اضافه کردند،گسترش قلمرو اشکانی باعث شد که مناطق متنوعی از نظر زیستی در قلمرو این پادشاهی بگنجد.  .
تجزیه عنصری بقایای اسکلتهای انسانی که از محوطه ها وگورستانهای دوره اشکانی به دست آمده ، اطلاعات ارزشمندی را درباره وضعیت غذایی مردمان این دوره در اختیار ما قرار می دهد.
در این مقاله ما با استفاده ازدستگاه PIXE  (گسیل پرتوی X در اثر بر انگیختگی با پروتون )به تجزیه دندانهای اسکلتهای انسانی می پردازیم که از محوطه های دوره اشکانی در شیان، خرند،گنداب،ولیران و نخل ابراهیمی به دست آمده اند.. آهن ، کلسیم ، استرانسیوم ، روی و فسفر عناصری هستند که در این پژوهش مورد تاکید ما قرار می گیرند.


کلمات کلیدی : ایران ،  اشکانی ،  PIXE ، آهن ، کلسیم ، استرانسیوم ، روی ، فسفر  



مقدمه :
محیط زیست از مهمترین عوامل شکل گیری استقرارهای انسانی است .وضعیت زیست محیطی همچنین بر وضعیت غذایی جوامع نیز تاثیر می گذارد. هم مدارک نوشتاری که به وسیله مورخان کلاسیک(استرابو،ترجمه صنعتی زاده ،1382) تنظیم شده و هم چندین مطالعات آزمایشگاهی(Katzenberg &other2008,1-12) که در باره وضعیت غذایی جوامع باستانی انجام شده ، نشان داده اند که محیط زیست عاملی تعیین کننده در شکل گیری رژیم غذایی است.
در سالهای اخیر چندین محوطه دوره اشکانی در ایران مورد بررسی وحفاری قرار گرفته است . تعداد زیادی ازاین محوطه ها دارای بقایای استخوانهای انسانی بوده اند . تجزیه عنصری استخوانها انسانی  این محوطه ها و بررسی میزان مواد معدنی آنها می تواند اطلاعاتی را درباره وضعیت غذایی و زیست محیطی جامعه دوره اشکانی در اختیار ما قرار دهد. از بین محوطه های دوره اشکانی  که هر کدام در بخشی از ایران بزرگ قرار گرفته اند، محوطه های زیر(نقشه 1) برای انجام فعالیتهای آزمایشگاهی جهت پی بردن به وضعیت غذایی ایران در دوره اشکانی انتخاب شدند .
محوطه باستانی ولیران در نزدیکی شهر دماوند در شرق تهران. در این محوطه گورستانی متعلق به دوره اشکانی وبقایای معماری دوره ساسانی به همراه آثار باستانی متعددی ، متعلق به هر کدام از دو دوره مذکور به دست آمد(نعمتی،1385).
دو محوطه باستانی خرند وگنداب (شریفیان،1386) در حوالی شهمیرزاد در استان سمنان که در زمینهای بیابانی مرکز ایران قرار گرفته اند .امروزه فعالیت کشاورزی چندانی در این زمینها انجام نمی شود.
محوطه باستانی شیان(رضوانی ، 1385) در استان کرمانشاه. این منطقه آب و هوای معتدل و زمینهای زیر کشت فراوان دارد.  محوطه نخل ابراهیمی (سرلک ، 1386)  بر ساحل خلیج فارس قرار گرفته است . در این محوطه حتی امروز هم انواع مختلفی ازغذاهای دریایی مورد استفاده قرار می گیرند.
.هدف این مطالعه بررسی وضعیت غذایی جامعه دوره اشکانی در بخشهای مختلف قلمرو این پادشاهی است تا از این طریق بتوانیم اطلاعاتی درباره وضعیت زیست محیطی در این دوره به دست آوریم . در این مطالعه دندانهای اسکلتهای باستانی بطور تصادفی و بدون توجه به سن و جنس نمونه ها با استفاده از دستگاه PIXE   آزمایشگاه واندوگراف سازمان انرژی اتمی ایران مورد آزمایش قرار گرفتند تا داده های حاصله برای تعیین ترکیبات غذایی در دوره اشکانی مورد استفاده قرار گیرد .


 


نقشه 1- محوطه هایی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند.


مواد و روشها :
در این پژوهش در مجموع بیست نمونه دندانی مورد آزمایش قرار گرفته اند. این دنادانها متعلق به اسکلتهایی هستند که  در لایه های باستانی عصر اشکانی به دست آمده اند. تاریخگذاری این لایه ها بر اساس سکه های مکشوفه (Selwood,D,1980) و یا سفالهای متعلق به دوره اشکانی در این مناطق است (ارنی هرینک ).
از آنجایی که ترکیبات عناصر کمیاب در بخشهای مختلف دندانهای باستانی با هم متفاوت است، در مورد دو عدد از نمونه ها(شماره های 11و 18) اشعه X به مینا و عاج به طور جداگانه تابانده شد تا تفاوتهای موجود مطالعه شود. دو دندان مزبور بزرگتر از بقیه دندانها بودند؛ اما اندازه دیگر نمونه ها در حدی نبود که بتوان اشعه X را به دو نقطه جداگانه از آنها تاباند.
از بین نمونه های مورد بررسی (جدول1)،شماره 1متعلق به محوطه باستانی شیان، شماره های 5-2و 22-16 متعلق به محوطه باستانی ولیران،شماره های 6 و10 متعلق به محوطه باستانی گنداب،شماره های 7-9 و13-11 متعلق به محوطه باستانی خرند و شماره های 14و15 متعلق به محوطه باستانی نخل ابراهیمی هستند.
به همراه نمونه های دندانی خاک در دو محوطه باستانی نخل ابراهیمی و ولیران نیز با استفاده از دستگاه PIXE  مورد آزمایش قرار گرفتند.


آماده سازی نمونه ها :
نمونه های دندانی پس از برداشت از محوطه های باستانی که ذکر آنها  گذشت، ابتدا با یک بروس نرم و ضربات ملایم آب شسته شدند تا گرد و غبار از روی آنها زدوده شود. این نمونه ها سپس بر اساس روشی که ریچی( Reiche,1999,565-562) پیشنهاد داده بود، در آب اکسیژنه قرار گرفتند تا مواد ارگانیک تا حد امکان از سطح نمونه ها پاک شود. سپس حدود 12 ساعت در هوای80 درجه سانتیگراد قرار گرفتند تا کاملا خشک شوند.
نمونه های دندانی سپس با استفاده از نوار چسب بر روی صفحات کوچک فلزی چسبانده شدند و آنگاه در آزمایشگاه واندوگراف سازمان انرژی اتمی ایران مورد آزمایش قرار گرفتند.  


 


روش آزمایشگاهی :
پیکسی یا گسیل پرتوی X در اثر تابش پروتون، روش نوین و توانمندی برای آنالیز بس عنصری و غیر تخریبی نمونه های مختلف است. در این روش فقط چند دقیقه تابش پروتون برای هر نمونه کافی است . انرژی پرتوی X ، نوع عنصر حاضر در نمونه و تعداد پرتوهای X با انرژی معین، غلظت عنصر در نمونه را مشخص می کند. تقریبا 25 تا 30 عنصر را می توان همزمان تشخیص داد و حساسیت تشخیص در مورد بعضی عناصر کمتر g/gµ1 است.
 در دستگاه PIXE  نیز همچون دیگر دستگاههایی که برای تجزیه عناصر دندانهای باستانی استفاده می شوند، اساس کار بر این اصل استوار است که توزیع عناصر کمیاب در دندانهای انسان به میزان وسیعی برگرفته از عادتهای غذایی یا آلودگی های محیطی اوست.



نتایج و بحث  :
اخیرا عناصر کمیاب نه تنها در دانش بیولوژی ؛ بلکه در علوم پژشکی و داروسازی نیزکاربرد یافته اند .
در مورد رژیم غذایی در ایران تا کنون چندین مقاله به چاپ رسیده است (Davoodi & etc, 2007, 56-61). امروزه غلات ازمهمترین تولیدات کشاورزی در ایران محسوب می شود که تقریبا از گذشته تا حال در بیشتر قسمتهای ایران خورده می شده است . علاوه بر غلات غذاهای مکمل نیز  برای جبران فقر مواد معدنی در تغذیه نقش مهمی داشته ودارد .
در این پژوهش با استفاده از دستگاهPIXE  مواد معدنی مختلفی که در دوره اشکانی مورد استفاده قرار می گرفته اند ، مشخص شده است (جدول 1) . 
در نتیجه آزمایشهای انجام شده میزان آهن در تمامی دندانهایی که مورد آزمایش قرار گرفتند ،تعیین شد. بالاترین میزان آهن متعلق به دو محوطه باستانی ولیران دماوند و خرند در سمنان بود.(نمودار1) . پایین ترین میزان آهن به ترتیب در این محوطه ها گزارش شد . سنجر ،شیان، گنداب و نخل ابراهیمی. احتمالا در محوطه های جنوب غذاهایی با درصد کمی از آهن استفاده می شده است . یا اینکه در جنوب از غذاهای مکملی استفاده می شده که میزان آهن آنها کم بوده است . 
از نظر علمی آهن نقش مهمی در سلامت انسان دارد میزان کم آهن در مینای دندان ممکن است بازتابی از کم خونی باشد ؛ چرا که آهن نقش مهمی در ترکیبات هموگلوبین و دیگر آنزیمها دارد.
. میزان کلسیم در تمام محوطه هایی که ما مورد بررسی قرار دادیم به یک اندازه نبود .کلسیم می تواند به وسیله منابع اضافی CaCo3 و حتی صدفهای دریایی افزایش پیدا کند فراورده های لبنی منبع مهم کلسیم هستند.
 میزان کلسیم به ترتیب ازبالا به پایین در این محوطه ها گزارش شده است . (نمودار2).خرند ، شیان ، ولیران ، گنداب ، نخل ابراهیمی و سنجر .
میزان استرانسیوم در محوطه های زمین شناسی مختلف ، متفاوت است ، استرانسیوم در بدن انسان از طریق مصرف غذاهای گیاهی جذب می شود . در محوطه های باستانی ایران که مورد آزمایش قرار گرفتند ،میزان استرانسیوم پایین بود (نمودار3) .
میزان عنصر روی در استخوان می تواند بازتابی از نسبت غذاهای گیاهی به غذاهای گوشتی باشد؛ اما بر خلاف استرانسیوم گیاهان عموما میزان روی کمتری دارند و میزان روی در غذاهای گوشتی بیشتر است.
کاروالهو2007و 705) نشان داد که میزان استرانسیوم و روی  در استخوانهای اسکلتهای باستانی و انسانهای امروزی تفاوتی ندارد.
در محوطه نخل ابراهیمی در استان هرمزگان که بر ساحل خلیج فارس قرار گرفته ومهمترین غذای آنها تولیدات دریایی بوده است، میزان روی در حد نسبتا بالایی مشاهده شد.
میزان روی در بدن انسانهای امروزی در دو استان فارس و خوزستان برای اولین بار به وسیله کیخایی و لنکرانی مورد مطالعه قرار گرفت. (Keikhaei, B. & etc , 2007, pp 606 -611 & lankarani , 1991, pp132-142 ) این مطالعات نشان داد که میزان مصرف روی در رژیم غذایی مردمان دو استان مذکور بسیار کم بوده است .
در مطالعه ما بر روی اسکلتهای باستانی میزان روی به ترتیب از بالا به پایین در این محوطه ها گزارش شد. (نمودار4) شیان ، نخل ابراهیمی ، خرند ،ولیران ، گنداب و سنجر .
. فسفر بیشتر در منابع حیوانی موجود است. گوشت گاو و گوسفند، ماکیان و ماهی که غنی از پروتئین هستند دارای فسفر زیادی است(Gosden,1999,72-73). لبنیات، حبوبات و تخم مرغ نیز محتوی فسفرهستند.
میزان فسفر از بالا به پایین به ترتیب در این محوطه ها گزارش شد . شیان ، گنداب ، نخل ابراهیمی ، سنجر ، ولیران و خرند . (نمودار 5)
میزان فسفر در بدن جانوران گیاهخواری که غذای اصلی جوامع کشاورز بوده اند، مشاهده شده است .
میزان بالای فسفر در شیان و گنداب نشان می دهد که ساکنان این منطقه غذای گوشتی خود را از جانوران گیاهخوار تامین می کرده اند. محوطه باستانی نخل ابراهیمی در کنار دریا قرار گرفته است .با توجه به میزان بالای فسفر در این محوطه می توان گفت که فراورده های دریایی بخش قابل توجهی از رژیم غذایی ساکنان این منطقه در دوره اشکانی را تشکیل می داده است .در محوطه باستانی سنجر تعداد زیادی پوسته های صدف به وسیله حفار(سرداری ، 1387) گزارش شده است. احتمالا جانوران گوشتخوار و صدف بخش عمده ای از رژیم غذایی جامعه باستانی سنجر را تشکیل می داده اند.
میزان سرب در بدن از علائم نشان دهنده سلامت فرد است. حضور این عنصر سمی در بدن می تواند سلامت فرد را به خطر اندازد(E Glen-Haduch, K.Szostof & H Glab, Cribera Orbatilia, 1997:206).  سرب به همراه کادمیم که عنصر آلاینده دیگری است می تواند در مو ، دندان وناخن تجمع پیدا کند.در طول زندگی  سرب از طریق تنفس و مواد غذایی وارد بدن می شود.حتی سرب محلول در آب می تواند از طریق نوشیدن وارد بدن شود. (D.W.Lane, C.A. Duffy, 1996: 392-395)
پس از دفن خواص شیمایی و فیزیکی محیط دفن بر ترکیبات شیمیایی استخوان تاثیر می گذارند. (J.Rebocho, M.L. Carvalho, 2006, 957-961;) بنابراین گاه میزان سربی که در اسکلتهای باستانی مشاهده می شود ، نشان دهنده تغییر ترکیبات شیمیایی استخوان پس از مرگ (دیاژنز ) است . میزان سرب در خاکهای گوناگون و در عمقهای مختلف متفاوت است(M.L.Carvalho, & etc 2007, 702-706) .
نتایج فعالیتهای آزمایشگاهی ما هیچ درصدی از سرب را در اسکلتهای انسانی وخاک محوطه های مورد مطالعه (جدول 2) نشان نداد. و این در حالی است که چندین چندین چشمه آب معدنی در حوالی محلهای تدفینی که نمونه های مورد مطالعه ازآنجا برداشته شده بود ، وجود دارد
مسمومیتی که ازطریق کادمیم به دست می آید ممکن است باعث سرطان شود . (D Wiechula, A. Fischer, p: 319). کادمیم نیز در نتیجه فعالیتهای آزمایشگاهی ما گزارش نشد.
. احتمالا کادمیم به عنوان یک عنصر سمی یا اصلا در استخوانهای باستانی  که مورد آزمایش قرار گرفتند، وجود نداشته و یا اینکه میزان آن به حدی کم بوده که دستگاه PIXE قادر به تعیین آن نبوده است


نتیجه گیری :
مطالعه ما نشان داد که میزان عناصر معدنی در دندانهای باستانی در محوطه های مختلف مورد بررسی متفاوت بوده است. با این وصف می توان پذیرفت که قلمرو سیاسی اشکانیان دارای تنوع زیستی بوده است.
  در محوطه باستانی سنجر میزان بالای فسفر نشان داد که ساکنان این محوطه در تغذیه خود به میزان زیادی از غذاهای دریایی استفاده می کرده اند. درصد دیگر عناصر چنان در این محوطه پایین بود که می توان گفت مردم این منطقه از غذاهای تکمیلی بسیار کم استفاده می کرده اند.
 تجزیه عناصر دندانی در محوطه باستانی خرند نشان داد که در این محوطه جامعه ای کشاورز می زیسته که از انواع غذاهای لبنی و گوشتی به عنوان غذاهای مکمل استفاده می کرده است نتایج به دست آمده از محوطه باستانی گنداب نیز حاکی از وجود جامعه ای کشاورز است که همچون جامعه خرند از غذاهای لبنی و گوشتی به عنوان غذاهای مکمل استفاده می کرده است. در شیان نیز همچون خرند و گنداب جامعه ای کشاورز ساکن بوده اند که فراورده های گیاهی، غذای اصلی آنها و فراورده های لبنی و گوشتی غذای مکمل آنها محسوب می شده است.
استفاده از غله و همین طور حیوانات در تغذیه در تمام محوطه های مورد مطالعه عمومیت داشت و اختلاف رژیم غذایی که در محوطه های مختلف مورد مطالعه گزارش شد، تنها به خاطر اختلاف در استفاده از غذاهای تکمیلی است که با توجه به وضعیت زیست محیطی یک منطقه می تواند متفاوت از دیگر محوطه ها باشد ؛ بعلاوه باید توجه داشت که حیواناتی که مصرف غذایی داشته اند ، هم حیوانات اهلی بوده اند و هم حیوانات وحشی که از طریق شکار تهیه می شده اند.بنابراین در هر منطقه ممکن بوده که جانور خاصی با توجه به وضعیت زیست محیطی منطقه در رژیم غذایی کاربرد بیشتری داشته باشد.
مردمی که در قسمتهای شمالی و مرکزی ایران زندگی می کرده اند، بیشتر از غذاهای حاوی آهن به عنوان غذای تکمیلی استفاده می کرده اند. در جنوب ایران، فراورده های لبنی بیشترین بخش غذاهای تکمیلی را تشکیل می داده است.   
مایه تعجب است که محوطه باستانی ولیران با ینکه چندین چشمه آب معدنی در آنجا قرار گرفته است . اما با این حال آنالیز خاک وآنالیز استخوانها هیچ درصدی از عناصر سمی را نشان نداد.
کادمیم نیز تعیین نشد. احتمالا میزان کادمیم  وسرب به حدی پایین بوده که دستگاه PIXE قادر به تعیین آن نبوده است.
در نهایت جوامع دو هزار سال قبل ایران مردمی بوده اند که مخلوطی از غذاهای گیاهی وگوشتی را مصرف می کرده اند.در صد مشترکی از هر کدام از این مواد غذایی در شمال و جنوب ایران مشاهده نشد .  


نمونه O Al Si P S Cl K Ca Ti Mn Fe Cu Zn Sr دیگرعناصر
1 37.3  * * 13.37 0.35 0.19 * 48.49 * * 0.11 * 0.12 0.12 *
2 36.6 * * 11.83 0.73 0.13 0.07 50.47 * * 0.11 * 0.05 * *
3 37.1 * 1.87 11.35 0.64 0.37 * 48.12 * 0.2 0.3 * 0.05 * *
4 36.7 * * 13.01 * 0.5 * 49.48 * * 0.23 * 0.1 * *
5 37.3 * 1.95 10.96 1.09 0.07 0.12 47.52 * * 0.39 * * 0.11 Ba:0.49
6 37.7 * * 13.48 0.41 0.09 * 48.15 * * 0.04 * 0.03 0.15 *
7 36.4 * * 12.32 0.26 * 0.12 49.77 * * 0.47 0.27 0.06 0.29 *
8 36 * * 10.6 1.04 0.59 * 50.86 * * 0.21 * 0.08 0.61 *
9 37 * * 12.06 1.24 0.37 * 48.83 * * 0.07 * 0.05 0.3 Br:0.06
10 37.1 * * 13.38 0.19 0.11 * 48.65 * * 0.23 * 0.09 0.23 *
11 37.7 * 6.89 8.3 0.29 0.43 0.09 42.35 0.35 * 2.55 * 0.07 0.15 *
11(مینا) 35.7 * 1.09 10.14 0.39 0.46 0.14 51.35 * * 0.46 * 0.12 0.12 *
12 35.6 * * 11.11 * 0.38 0.29 51.77 * * 0.59 * 0.09 0.14 *
13 37.3 * * 12.41 1.18 0.71 * 48.02 * * 0.09 * 0.04 0.23 *
14 37.4 * * 13.5 0.43 0.91 * 47.46 * * * * 0.08 0.21 *
15 36.3 * * 12.55 0.22 1.05 * 49.29 * * 0.05 * 0.1 0.42 *
16 37.4 * 1.27 11.57 0.43 0.11 0.1 47.74 * * 0.79 * 0.05 0.41 *
17 36.6 * * 12.32 0.19 * * 50.33 * * 0.31 * * 0.23 Br:0.05
18 36.9 * 8.98 6.26 0.27 0.1 0.84 43.91 0.27 0.1 2.21 * 0.04 0.17 *
18(مینا) 36.6 * 3.8 9.89 * 0.36 0.29 47.68 * * 0.89 * 0.08 0.41 *
19 36.6 * * 12.6 0.23 0.46 * 49.91 * * 0.06 * 0.14 * *
20 37 * * 13.52 * 0.57 * 48.82 * * * * 0.12 * *
21 37.3 * * 13.36 0.54 0.37 * 47.98 * 0.1 0.13 * 0.06 0.14 *
22 37.6 * 3.37 10.94 0.38 0.2 0.42 45.63 0.15 0.7 0.4 * 0.05 0.15 *


جدول 1- میزان عناصر معدنی در دندانهای اسکلتهای باستانی محوطه های مورد مطالعه


 Al2O3 SiO2 P2O5 SO3 Cl K2O CaO Ti2O3 MnO Fe2O3 ZnO Cr MgO
ولیران1 14.47 58.3 2.97 1.99 0 1.81 11.83 0.63 0.13 4.17 0 0 3.7
ولیران2 9.67 45.16 1.36 0 0 1.96 36.67 0.5 0.11 4.57 0 0 0
ولیران3 11.5 45.76 3.6 0 0 1.6 30.73 0.42 0.09 4.32 0 0 1.84
ولیران4 12.16 51.22 1.4 0 0 1.89 26.02 0.6 0.09 4.5 0 0 2.12
نخل1 9.19 58.95 0 0 3.87 2.45 17.53 0.58 0.07 7.3 0.06 0 0
نخل2 6.65 43.18 0 4.03 20.85 1.7 17.57 0.45 0.05 5.45 0 0.07 0


جدول 2- میزان عناصر معدنی در خاک محل تدفین در دومحوطه ولیران و نخل ابراهیمی 
((نمودار ها روی سایت باستان شناس دات آی آر قرار نگرفته است))
نمودار1- میزان آهن در نمونه های مورد بررسی
نمودار 2- میزان کلسیم در محوطه های مورد بررسی
نمودار3- میزان استرانسیم در محوطه های مورد بررسی
نمودار4- میزان روی در محوطه های مورد بررسی 
نمودار5-  میانگین مبزان فسفر در محوطه های مورد مطالعه
منابع :
فارسی:


1- استرابو ، ترجمه همایون صنعتی زاده ، 1382، جغرافیای استرابو سرزمینهای زیر فرمان هخامنشیان،انتشارات موقوفات افشار.
2- رضوانی، 1384، گزارش چاپ نشده کاوش در محوطه باستانی شیان کرمانشاه، سازمان میراث فرهگی کشور
3- سرداری، 1387، گزارش چاپ نشده فصل دوم کاوش در محوطه باستانی سنجر. سازمان میراث فرهنگی کشور
4- سرلک، 1387، گزارش چاپ نشده کاوش در محوطه باستانی نخل ابراهیمی میناب ، سازمان میراث فرهنگی کشور
5- شریفیان،عبدالمطلب، 1386، "گزارش پژوهشهای انجام شده در خرند و گنداب"،مجموعه نهمین گزارشهای باستان شناسی ایران صص338-229.
6- نعمتی، محمد رضا، 1385، ویژه نامه ویژه نامه همایش پژوهشهای باستان شناسی استان تهران در سال 1385، تهران: پژوهشکده باستان شناسی.
7- هرینک، ارنی ،1376، سفال ایران در دوره اشکانی ، ترجمه حمیده چوبک ، انتشارات سازمان میراٍث فرهنگی .


انگلیسی :
1- Carvalho, M.L.  Marques, A.F. Marques, J.P.  C.Casaca, , 2007,  Evaluation of the diffusion of Mn, Fe, Ba and Pb in Middle Ages human teeth by synchrotron microprobe X-ray fluorescence, Spectro Chemica Acta,  Part B, 702-706.
2- Davoodi, H.Volkova, L.Yu, 2007, “Structure of nutrition in Iran “, Voprosy Pitaniia, Volume 76, Issue 3, Pages 56-61.
3- Gosden Chris , 1999, Anthropology and archaeology , London and New York.
4- E Glen-Haduch, K.Szostof & H Glab, Cribera Orbatilia and Trace Element Content in Human Teeth from Neolithic and Early Bronze Age Graves in Southern Poland, American Journal of Physical Anthropology, 1997, 201-207.
5- Katzenberg, M. Anne, & other,2008,”paleodiet reconstruction of Bronze age Siberians from the mortuary site of Khuzhir- Nvge XIV ,lake Baikal. Journal of archaeological science XXX,pp1-12.
6- Keikhaei. B. & etc, 2007, Food and nutrition Bulletin, 28 (4), pp 606 -611.
7- lankarani. B., 1991,   Nutrition and Health, vol 7, issue 3, pp132-142.
8- D.W. lane, C.A.Duffy, the analysis of trace elements in human teeth collected from the oxford shire area in the UK, Nuclear Instruments and methods in Physical Research B 1996 118: 392-395.
9- J.Rebocho, M.L. Carvalho, A.F.Marques, F.R.Ferreira, D.R.Chettle, Lead post mortem intake in human bones of ancient populations by Cd-based X-ray fluorescence and EDXRF, Talanta 70 2006, 957-961.
10-Reiche, Ina, 1999, “Trace element composition of archaeological bones and post mortem alteration in burial environment”, Nuclear Instrument and Methods in physics research B,150, 656-662
11- D Wiechula, A. Fischer,, J.Kwapulinski, K.Loska, T.Fischer, P.Kurpas, Archives of environmental Contamination and Toxicology, 2006, 314-320.
:583-588. با تایید نویسنده روی سایت باستان شناسان پارس قرار گرفت.



وحید زارع ::: پنج شنبه 31 فروردین 91 ::: ساعت 10:14 صبح
نظرات ()

بررسی کامل نقش برجسته در ایران باستان

بشر از دیرباز به جاودان ساختن خواست ها، باورها و اندیشه های خود در قالب نقاشی، کنده کاری، سنگ تراشی و حجاری، ساخت تندیس ها، سنگ نوشته ها، ستون های یادبود، سنگ های مرزی و... پرداخته است. یکی از هنرهای ارزشمند سرزمین کهنسال ایران که از سابقه یی بسیار طولانی برخوردار است، هنر حجاری بر سینه کوه ها و صخره ها است.


نقش برجسته ها در حقیقت برگ هایی از کتاب مصور تاریخ و فرهنگ و هنر ایران هستند که در پس آن اندیشه های فراوانی نهفته و تا امروز تمام مفاهیم آنها به درستی آشکار نشده است. تاکنون پژوهش های زیادی برای شناسایی و مطالعه نقش برجسته ها صورت گرفته است و از جنبه های بسیاری چون سبک های هنری، حوادث تاریخی، آرایش چهره و مو، جنگ افزارها، زین و برگ اسب ها، چگونگی لباس، تزئینات، زیورآلات و ... مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته اند و هریک از این مطالعات سهمی ارزنده در روشنگری تاریخ و تمدن ایرانی برعهده داشته اند.


از این رو در نوشتار حاضر به سیر تحول این هنر در طول تاریخ ایران نظری گذرا افکنده و به اختصار به شرح ویژگی های هنری آن می پردازیم. اینکه چه تعداد نقش برجسته شناسایی شده، سبک های هنری، تکنیک ساخت و موضوعات آنها چه بوده است.


کوه نشینان زاگرس، آغازگران نقش برجسته های صخره یی نمونه های دیرین هنر صخره یی در ایران به اواخر هزاره سوم قبل از میلاد برمی گردد. گویا «آنوبانی نی» پادشاه لولوبی، در منطقه غرب و شمال غربی ایران و هم روزگار نارامسین شاه اکد، نخستین کسی بود که به فکر افتاد پیروزی های خود را بر صخره یی در نزدیکی سرپل ذهاب ثبت کند؛ بدین صورت که دو نقش از این پادشاه در کوه میان کل به فاصله ?? متر از یکدیگر، صحنه پیروزی شاه بر دشمن را در حضور الهه یی نشان می دهد.


دو نقش برجسته دیگر نیز از لولوبی ها، یکی در ارتفاع ?? متری کوه کل گارا و دیگری در سمت راست رودخانه حلوان بر صخره های کوه کل گارا بر جای مانده است. در این نقش برجسته ها نیز صحنه پیروزی حاکمان لولوبی حجاری شده است.


در ?? کیلومتری شمال غربی کامیاران، درحدود ??? متری شمال غرب روستای تنگیور در تنگه کوه های زینانه در بلند ترین نقطه صخره کوه، نقش برجسته شاهی احتمالاً سارگن دوم حجاری شده است. سارگن دوم در کتیبه کنار نقش که به خط میخی و به زبان آشوری است به شرح پیروزی های خود پرداخته است. تاریخ کتیبه احتمالاً مربوط به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد است.


عیلامیان تداوم بخش نقش برجسته های صخره یی عیلامیان که بر مناطق جنوب غربی ایران حکمرانی داشتند، سنت ساخت نقش برجسته را ادامه دادند. نقش برجسته های عیلامی اطلاعات فراوانی را از چگونگی تمدن عیلام ارائه می دهند. تاکنون ?? نقش برجسته از عیلامی ها شناخته شده است. این نقش برجسته ها در مناطق کورانگون، نقش رستم، کول فره، اشکفت سلمان، قلعه تول، تنگ نوروزی، شاهسوار و حاجی آباد شناسایی شده اند. صحنه هایی که به وسیله هنرمندان عیلامی حجاری شده اند، به طور کلی به دو دسته موضوعات مذهبی و غیرمذهبی تقسیم می شوند. از ?? نقش برجسته، ?? نقش در گروه اول و ? نقش در گروه دوم قرار می گیرند.


مناطقی که نقش برجسته های مذهبی عیلام در آنها به تصویر کشیده شده نیز متفاوتند. به طوری که صحنه بار عام خدایان در کورانگون و نقش رستم حجاری شده اند؛ صحنه های قربانی برای خدایان و صحنه حمل مجسمه های خدایان یا سلاطین بر صخره های کول فره نقش شده و برای صحنه های نیایش، منطقه اشکفت سلمان و نقش رستم ( دهکده حاجی آباد) انتخاب شده اند. صحنه های غیرمذهبی نیز در مناطق قلعه تول، شوش، کول فره، تنگ نوروزی و شاهسوار مشاهده می شوند. غیر از نقوش برجسته شوش و قلعه تول که بر لوحه های سنگی نقش شده اند، بقیه صحنه ها امروزه زینت بخش کوه های استان فارس و خوزستان است.


از ویژگی نقش برجسته های عیلامی آن است که سر و پاها به صورت نیم رخ و بدن از روبه رو نمایش داده شده است. تنها اشخاصی که در حال انجام مراسم ویژه یی هستند از این قاعده مستثنی هستند.


به طور کلی نقش ها به صورت خشک و رسمی حجاری شده اند، فاقد تحرک و ظرافت لازم هستند. همچنین اشخاص در اندازه های واقعی نقش نشده اند. افرادی که از پایگاه اجتماعی بالاتری برخوردارند در اندازه بزرگ تری نسبت به دیگران نقش شده اند.




? مادها و صفحه بی نقش هنر صخره ای


از سنگ نگاره های صخره یی دوره ماد می توان به نقوش نمای آرامگاه های این دوره اشاره کرد. این نقوش که در بخش بالا و پایین برخی از آرامگاه ها مشاهده می شوند، مضمونی مذهبی دارند. گوردخمه هایی که نمای آنها مزین به نقش برجسته است در استان کرمانشاه قرار دارند.نمای بالای گوردخمه قیزقاپان در دهکده سورداشی نزدیک سلیمانیه عراق نیز دو نیایشگر را نشان می دهد که در دو طرف یک آتشدان ایستاده اند و دست ها را به حالت نیایش بالا آورده اند.




تاریخگذاری نقش برجسته ها و گوردخمه ها مورد تردید و بازنگری پژوهشگران قرار گرفته است و در تحقیقات جدید آنها را به دوران هخامنشی، سلوکی و اشکانی منسوب می کنند. نقش برجسته هایی که به آنها اشاره شد چندان پرحجم و نقش و پرداخته نشده اند و به نظر می رسد بیشتر طرح کلی نقش مد نظر هنرمند حجار بوده و کمتر به جزئیات و ریزه کاری نقش توجه کرده است. نقش برجسته های مزبور بیشتر در خدمت معماری صخره یی بوده اند و آن گونه که در دوره های قبل و بعد می بینیم هویت مستقل و صرفاً به منظور ایجاد نقش برجسته ساخته نشدند.




? هخامنشیان هنرمندان چیره دست هنر حجاری




هنر حجاری در دوره هخامنشی زینت بخش کاخ های پاسارگاد و تخت جمشید بوده و هنرمندی سنگ تراشان هخامنشی بیشتر در کاخ های این دوره تبلور یافته است. جدا از نقوش بناها، سنگ نگاره های صخره یی هخامنشی را می توان در کوه بیستون و نمای آرامگاه های نقش رستم و تخت جمشید ملاحظه کرد. یکی از با ارزش ترین آثار دوره هخامنشی که از یادگارهای تاریخی و ادبی ایران به شمار می رود نقش برجسته داریوش در بیستون است. پس از اینکه داریوش شاهنشاهی ایران را به دست گرفت؛ پیروزی خود را بر گئومات مغ و ? نفر از بزرگان و سردارانی که علیه حکومت او دست به شورش زده بودند در کوه بیستون به تصویر کشاند و در اطراف و پایین نقش، با کتیبه یی سه زبانه به خط میخی عیلامی، بابلی و فارسی باستان آن را جاودانه ساخت. آنچه که در نقش برجسته های هخامنشی به چشم می خورد نمایش قدرت، نشان دادن عظمت پادشاه، ظرافت و رعایت تناسبات و توازن در حجاری است.




در هنر هخامنشی شاه همیشه در حالت بسیار رسمی نشان داده می شود. هنر حجاری در این دوره، مسیر تکامل خود را با الهام از تجربیات گذشته همچون نقوش لولوبی ها، عیلامی ها و مادها و هنر سایر اقوام امپراتوری مانند مصری ها و آشوری ها طی کرد. هنر حجاری هخامنشی همچون سایر هنر های این دوره، هنری فاخر بود و با گزینشی سنجیده از بهترین هنرهای اقوام دیگر، ترکیب هماهنگ و تازه یی پدید آورد. هنر هخامنشی سعی نکرده است در بیان حالت اشخاص دقت کند. این هنر سعی نکرده بعد سوم را مجسم کند و به تجسم نیم رخ قناعت کرده است. نقش برجسته های هخامنشی تصویرگر هنری رسمی و نمادین است.




? اشکانیان نوآور در هنر سنگ نگاره ها




در کوه بیستون و کوه های بختیاری اشکانیان و پادشاهان محلی الیمایی تمایل خود را به پیروی از سنت هخامنشیان در ایجاد نقش برجسته بر سنگ ها نشان داده اند. کهن ترین نقش برجسته های اشکانی در کوه بیستون کنده شده است. از پادشاهی الیمایی که به روزگار اشکانی بر خوزستان فرمان می راندند نقش برجسته های فراوانی در دل کوه های بختیاری به جا مانده است. از نظر موضوع آنها را می توان به دو دسته مذهبی و غیرمذهبی تقسیم کرد. صحنه های مذهبی به نمایش ایزدان، نیایشگران و مراسم مذهبی اختصاص دارد.




صحنه های غیرمذهبی نیز شامل تاج بخشی به شاه لمیده بر تخت، نبرد یک سواره نظام، دو صحنه جدال با شیر در تنگ سروک، تنفیذ قدرت در خونگ اژدر و صحنه هایی از اظهار بندگی در پیکره های صخره یی خونگ کمال وند و خونگ یارعلی وند است.




به طور کلی نقش برجسته های اشکانی نسبت به دوره هخامنشی از نظر تکنیک و ظرافت حجاری افول کرده، دارای کیفیت نامطلوب است. نقش های ایجاد شده خشن و زمخت بوده و هنرمند در نشان دادن حجم موفق نبوده است؛ به طوری که نقوش از برجستگی کمی برخوردارند و نقش هایی مانند تنگ سروک طرح های خطی ساده را می نمایاند. برای این منظور زمینه نقش را کنده و سپس با نقره خطوط، نقش مورد نظر را ایجاد کردند. به تدریج در اواخر این دوره پیشرفت محسوسی در این زمینه رخ می دهد. نظیر نقش برجسته گودرز در بیستون که بیشتر تکیه بر حجم است تا بر خط. در عین حال وجه واقعیت گرایی در نقوش مشهود است. حالت کلی نقش ها خشک و بی روح است که ته مایه تداوم هنر هخامنشی در هنر اشکانی است. اما از مهم ترین نوآوری دوره اشکانی در نقش برجسته سازی و نقاشی تمام رخ نمایی است که از ویژگی های بارز هنر اشکانی به شمار می رود.




? ساسانیان و اوج هنر سنگ نگاره های صخره ای




دوره درخشان هنر حجاری را باید دوره ساسانی دانست. در این دوره زیبایی، ظرافت، دقت و مهارت هنرمندان ساسانی به اوج خود می رسد. تاکنون ?? نقش برجسته از این دوره شناسایی شده است که ?? نقش در استان فارس زادگاه ساسانیان، شش نقش در طاق بستان کرمانشاه، نقشی در سلماس آذربایجان غربی و یک نقش در شهر ری قرار داشته که امروزه اثری از این نقش باقی نمانده است. نقش برجسته هایی که در استان فارس قرار دارند، شامل مناطق تنگاب فیروزآباد، نقش رستم، نقش رجب، تنگ چوگان، تنگ قندیل، دارابگرد، برم دلک، گویوم، سرمشهد و سراب بهرام است.




موضوع سنگ نگاره های ساسانی شامل تاج ستانی شاه از اهورامزدا و آناهیتا، پیروزی بر دشمنان، بزرگداشت پادشاه توسط بزرگان دربار، صحنه های خانوادگی، جنگ سواران و صحنه شکار است. کتیبه نقش برجسته ها معمولاً دوزبانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) بوده و به معرفی شخصیت ها می پردازند. البته کتیبه هایی نیز وجود دارند که ارتباطی با موضوع نقش برجسته ها ندارند.




از ویژگی های مهم نقش برجسته های ساسانی توجه به طبیعت گرایی در خلق اندام ها، تحرک و لطافت نقش ها است. به استثنای ایوان کوچک و بزرگ طاق بستان که در ساخت آن از معماری الهام گرفته شده، بقیه نقش برجسته ها در یک کادر مستطیل شکل قاب بندی شده اند.




حضور خدایان در نقش ها نیز در واقع برای بیان مشروعیت و نشان دادن شکوه سلطنت است. نمایش پیکره بزرگ شاه در تمامی صحنه ها، که گاهی از کادر نقش برجسته بیرون می زند، تاکیدی بر اهمیت و عظمت پادشاه است. تاج ستانی تمثیل پادشاهی و تجلیل از پادشاه است و نشانه تایید ایزدی که به پادشاه قدرت و مشروعیت می بخشد. این امر نشان می دهد شاهان ساسانی به مفهوم الوهیت و خاستگاه ایزدی دودمان خود می اندیشیدند.




به تدریج نقش برجسته ها به تکامل رسیدند. صورت ها از حالت کلی و ایده آلی بیرون آمده و خصوصیات فردی را نشان می دهند. پرداختن به حجم نقش ها و پرداخت ملایم آنها، پیکره ها و چین لباس ها توجه به ریزه کاری های فراوان، لباس ها، سرپوش ها، سلاح ها، نشان ها، آرایش چهره ها و سواران مدنظر هنرمندان ساسانی قرار گرفته و پیشرفت های زیادی را نشان می دهند. یکی از تکنیک هایی که در ساخت نقش برجسته های این دوره به کار رفته گچ کاری و احتمالاً رنگ آمیزی نقش ها است، نمونه این روش در نقش برجسته شاپور دوم در تنگ چوگان دیده می شود، به این صورت که سطح سنگ را عمداً صاف نکرده تا آستری آغشته به گچ که آثار آن هنوز موجود است به آن بچسبد. سپس سطح نقش برجسته را گچ کاری و احتمالاً رنگ آمیزی می کرده اند.احتمال رنگی بودن نقش برجسته ها از سوی برخی دیگر از محققان نیز مطرح شده است، چنان که نقش برجسته های ایوان بزرگ طاق بستان را رنگین می دانند. منطقی به نظر می رسد بسیاری از حجاری های ایجاد شده در دوره های مختلف که از شرایط ایمنی مناسبی در مقابل عوامل جوی برخوردار بودند، رنگ شده باشند. این نظر را حجاری رنگ آمیزی شده دیگری که در مجاورت طاق بستان قرار دارد و در زمان فتحعلی شاه ایجاد شده، تقویت می کند.




در دوران اسلامی بنا به دلایل مذهبی ساخت نقش برجسته محدود شد. تنها شواهد موجود به دوران ایلخانی و قاجار مربوط می شود. در دوره ایلخانی معماران و حجاران در دل کوه های داش کس




ویر سلطانیه، معبدی صخره یی بنا کردند که بر دیوارهای آن دو اژدهای بزرگ نقش شده است.




از دوره قاجار بیشترین نقش ها مربوط به فتحعلی شاه است که به نمایش وی و درباریان، صحنه های تشریفاتی و شکار اختصاص دارد. مشاهده آثار تخت جمشید، نقش رستم و سایر آثار حجاری استان فارس و نیز مطالعه کتاب های تاریخی موجب شد فتحعلی شاه به حجارباشی ها دستور دهد در محل های مختلف، از جمله در شهر ری و تنگه واشی در جاده فیروزکوه تصاویری از او نقش کنند.




صحنه شکار موضوع نقش برجسته های شهر ری و تنگه واشی است.




شکار از تفریحات مورد علاقه شاهان قاجار بود که آن را بر نقش برجسته های خود جاودان ساخته اند. شکارگاه شاهی نقش برجسته تنگه واشی از چهار طرف با خط نستعلیق که شرح احوالات فتحعلیشاه و وقایع سلطنت او همراه با اشعار و آیاتی از قرآن است کادربندی شده است. این نقش برجسته با همکاری سه هنرمند طراح، نقاش و حجار انجام شده که نام آنها در کتیبه حاشیه حجاری به نام های عبدالله نقاش باشی، استاد قاسم ولد معمارباشی و استاد غلامعلی حجارباشی آورده شده است. آخرین نقشی که از شاهان قاجار شناسایی شده مربوط به ناصرالدین شاه است که در جاده هراز واقع شده است.




آن چنان که گذشت هنر حجاری از نخستین تجربه ها تا عالی ترین نوع آنها نشانه ذوق و توانمندی هنرمندان ایرانی است. نقش و نگارهای به یادگار مانده، جاودانگی اندیشه ایرانی و دیرپایی آن را بیان می کند.




از ??? نقش برجسته شناخته شده مشهورترین آنها متعلق به دوره اشکانی و ساسانی است، که می توان به چهار نقش لولوبی، یک نقش لولوبی- گوتی، دو نقش آشوری، ?? نقش عیلامی، پنج نقش منسوب به ماد، هشت نقش هخامنشی، ?? نقش اشکانی، ?? نقش ساسانی، یک نقش ایلخانی و پنج نقش قاجاری اشاره کرد.



وحید زارع ::: سه شنبه 22 فروردین 91 ::: ساعت 11:26 عصر
نظرات ()

شناسایی و تحلیل الگوی مکانی محوطههای عصر سنگ دشت ایذه

نویسنده : سرکار خانم مژگان جایز ((چکیده پایان‌نامه کارشناسی ارشد باستان‌شناسی))
دشت ایذه،‌ دشتی رسوبی واقع در شمال شرقی استان خوزستان است که مابین 31 47 تا 31 54 شمالی و 49 47 تا 50 00 شرقی واقع شده است. این منطقه از نظر زمین‌شناسی بخشی از زاگرس چین‌خورده است. جریان‌های آبی آبگیر ایذه به داخل دشت و به داخل دو دریاچه کم عمق می ریزند. دریاچه بالایی در جنوب شرق بندون نامیده می‌شود و پایینی در شمال غرب میانگران نام دارد.

عمده محوطه‌های پیش از تاریخی کشف شده در ایذه مربوط به بررسی‌های هیئت هنری رایت (Henry T. Wright) در دهه 1970م. است که به منظور نجات بخشی آثار محوطه سد شهیدعباسپور (سد رضاشاه قبل از انقلاب) صورت گرفت. اکثر محوطه‌های کشف شده در این بررسی نشانگر مجموعه‌ای فراپارینه‌سنگی هستند. رایت اشاره می‌کند که تنها 30 درصد از دره را به صورت کامل بررسی کرده‌اند و بنابراین امکان به دست آوردن «الگوی استقرار» (settlement pattern) در دوره فراپارینه‌سنگی را نداشته‌اند.

در سال 1383 در طرح نجات‌بخشی محوطه سد کارون 3، هئیتی به سرپرستی جعفر مهرکیان این محوطه را مورد بررسی قرار دادند. این محوطه در جنوب شرق دشت ایذه، در محوطه‌ای کوهستانی قرار دارد و گزارش محوطه‌های عصر سنگ این منطقه را عبدالرضا دشتی زاده تهیه نموده است. بر اساس این گزارش منتشر نشده، 31 غار و اشکفت و محوطه باز با سنگ ابزارهایی که اکثراً‌ متعلق به فراپارینه سنگی هستند شناسایی شدند که ارتفاع آنها بین 749 تا 1521 متر بالاتر از سطح دریاست. در 3 عدد از این محوطه‌ها گمانه های آزمایشی احداث شد. در سال 1386 نیز فعالیت‌های نجات بخشی آثار محوطه سد کارون 2 به سرپرستی آقای میراسکندری صورت گرفت که همچنان ادامه دارد و درباره یافته‌های عصر سنگ این محوطه هنوز گزارش دقیقی تهیه نشده است.

در پژوهش حاضر، از بررسی سطحی دشت ایذه از 54 محوطه مورد مطالعه (که تعدادی از آنها قبلاً توسط هیئت هنری رایت شناسایی شده بودند اما تعداد زیادی از آنها برای اولین بار ثبت شدند). صنایع سنگی به دست آمده در این بررسی صنعتی مبتنی بر ریزتیغه‌ها و تیغه‌ها را نشان می‌دهد که از سنگ‌مادرهای ریزتیغه و تیغه ساخته شده‌اند.

از لحاظ تاریخگذاری به نظر می‌رسد که کل مجموعه مذکور متعلق به دوران فراپارینه‌سنگی و اوایل نوسنگی باشد. این مجموعه بیش از همه با مصنوعات سنگی به دست آمده از بررسی محوطه سد کارون 3 قابل مقایسه هستند. تاریخگذاری دقیق این محوطه‌ها منوط به گمانه‌زنی و تاریخگذاری مطلق محوطه‌هایی است که در آنها انباشت‌های فرهنگی مشاهده شده است.

تحلیل عامل (تحلیل مؤلفه‌های اصلی) که بر روی داده‌های به دست آمده از بررسی دشت ایذه انجام شد، نقش مؤثر تعداد محدودی از عامل‌ها را که بیشترین توانایی توصیف متغیرها را نسبت به تمامی متغیرها داشتند بیان نمود. محوطه‌های فراپارینه‌سنگی و اوایل نوسنگی که تعداد 54 عدد از آن‌ها در این بررسی مورد مطالعه قرار گرفتند فرایندی از آرایش تجمعی را نشان می‌دهند که با فواصل متفاوتی از همدیگر در سرتاسر منطقه به چشم می‌خورند. تحلیل‌های مکانی محوطه‌های کشف شده و نگاهی به چشم‌انداز زیستی منطقه نشان می‌دهند که وجود دو دریاچه که در حوزه آبریز داخلی دشت ایذه شکل گرفته‌اند و جریان‌های فصلی همگی از اطراف دشت ایذه به داخل این دو دریاچه سرازیر می‌شوند، به همراه ویژگی‌های زمین‌شناسی منطقه که منجر به شکل‌گیری غارها و اشکفت‌های فراوان در منطقه شده است عوامل بسیار مهمی در شکل‌گیری محوطه‌های عصر سنگ محسوب می‌شده‌اند.

در نهایت، نگارنده در تداوم مطالعات باستان‌شناسی دشت ایذه که با توجه به مطالعات قبلی و مجموعه حاضر تردیدی در اهمیت استقرارهای این دوره چه در عصر سنگ و چه در سایر دوره‌های پیش از تاریخ وجود ندارد، پیشنهاداتی را همچون مطالعات رسوب‌شناسی و گرده‌شناسی رسوبات دریاچه میانگران، گمانه‌زنی با هدف لایه‌نگاری و شناخت قدیمی‌ترین استقرارهای دشت ایذه و تاریخگذاری مطلق در محوطه‌های شناسایی شده دارای انباشت‌های فرهنگی،  مطالعه هدفمند آغاز نوسنگی و شروع کشاورزی در دشت ایذه، مطالعات هدفمند قوم‌شناسی و مردم‌نگاری جمعیت متحرک منطقه و ساماندهی محوطه‌های شناسایی شده در بررسی دشت ایذه را جهت ارتقاء کیفیت مطالعات باستان‌شناختی این ناحیه ارائه می‌دهد.

 

سپاسگزاری

بر خود واجب می‌دانم از عده‌ای از عزیزانی که در شکل‌گیری این پایان‌نامه من را یاری داده‌اند تشکر کنم:

·       از جناب آقای دکتر کمال‌الدین نیکنامی، استاد راهنمای محترم پایان‌نامه که با صبر و حوصله در تمامی مراحل نگارش پایان‌نامه با راهنمایی‌ها و کمک‌های بی‌دریغ خود این‌جانب را یاری دادند، کمال تشکر را دارم. تحلیل‌های آماری مجموعه و نتیجه‌گیری مربوط به آنها نتیجه زحمات ایشان و راهنمایی‌هایی است که در جهت درک تحلیل‌های آماری به نگارنده ارائه نمودند.

·       از جناب آقای دکتر حسن طلایی، استاد مشاور محترم پایان‌نامه نهایت تشکر را دارم.

·       از جناب آقای دکتر حسن فاضلی نشلی،‌ استاد داور محترم پایان‌نامه نهایت تشکر را دارم.

·       از جناب آقای جعفر مهرکیان، سرپرست پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر (ایذه) که امکانات اولیه فعالیت‌های میدانی این پایان‌نامه را در اختیار من گذاشتند و در طول مدت فعالیت‌ میدانی پذیرای حضور من در پایگاه میراث فرهنگی ایذه بودند نهایت تشکر را دارم.

·       از آقایان نعمت‌الله سلحشور و مهدی فرجی اعضای محترم پایگاه میراث فرهنگی آیاپیر (ایذه) نهایت تشکر را دارم، انجام فعالیت میدانی این پایان‌نامه بدون همراهی و کمک‌های بی‌دریغ این دو عزیز امکان‌پذیر نبود. همچنین از آقای علی عبدی‌پور، راننده و حسابدار محترم پایگاه میراث فرهنگی ایذه در زمان بررسی میدانی متشکرم.

·       از آقای فریدون بیگلری به خاطر منابعی که در روند مطالعاتی این پایان‌نامه در اختیار من گذاشتند و به خاطر راهنمایی‌‌های بی‌دریغشان در زمینه مطالعات عصر سنگ نهایت تشکر را دارم. همچنین از خانم سونیا شیدرنگ و آقای رحمت نادری که در جریان مطالعات مصنوعات سنگی و در مراحل شکل‌گیری پایان‌نامه با مهربانی پذیرای حضور من در موزه ملی بودند بی‌نهایت سپاسگزارم.

·       از آقای عبدالرضا دشتی‌زاده به خاطر کمک‌های بی‌دریغ در زمینه مطالعات عصر سنگ سد کارون 3 و همچنین به دلیل آنکه تعدادی از منابع و مطالب منتشر نشده خود را با سخاوت در اختیار نگارنده قرار دادند بسیار سپاسگزارم. همچنین از آقایان سامان حیدری و محسن زیدی که مقالات در حالِ انتشار خود را در اختیار این جانب قرار دادند نهایت تشکر را دارم. از آقای احمد چایچی امیرخیز که منابعی را هنگامی که نیاز داشتم در اختیار این جانب قرار دادند ممنونم.

·       از دوستان عزیزم، فرانک رمضانی به خاطر کمک در مراحل مطالعات کتابخانه‌ای و مراحل نهایی ارائه پایان‌نامه و سینا انصاری به خاطر فراهم کردن نرم‌افزار رایانه‌ای در جریان شکل‌گیری پایان‌نامه، بی‌نهایت سپاسگزارم.

·       در آخر، اما بیش از همه،‌ مدیون خانواده عزیزم هستم که در طول نگارش این پایان‌نامه، همچون هر زمان دیگری، حامی من بودند.

 

Abstract

Izeh is an alluvial plain, located in north eastern Khuzestan Province of Iran. Geologically the zone is a part of folded Zagros Mountains. Hydrological flows of the Izeh Basin suffuse two shallow lakes in the plain, the first of which on the north west of the plain named “Miangaran”, the second one on the south east of the plain is a seasonal lake called “Bondun”.

Most known prehistoric sites in Izeh were discovered during the Survey of H. T. Wright and his team in 1970s, who surveyed the area as a part of a salvation project of the Shahid Abbaspur Dam (named “Reza Khan Dam” before the Islamic Revolution). The most sites discovered in the project showed an assemblage of stone artifacts belonging to epipalaeolithic (like blade/bladelet cores, blade segments, notched pieces, small end scrapers and small burins; backed pieces were scarce and there was no geometrics). Wright reported that they had surveyed only 30% of the area at that time and they could not give any kind of “settlement pattern” accordingly.

In 2004, through a salvation project which was conducted for surveying in the area of Karun 3 Dam, a team directed by J. Mehrkian surveyed an area located in the east-southeast of Izeh plain. The Stone Age sites were discovered by A. Dashtizadeh, who reported 31 caves and “eshkaft”s and open air sites predominantly belonging to epipalaeolithic which were located between 749 to 1521 m above sea level. Test excavations were done in 3 of them. Also, in 2007 the salvation project of Karun 2 dam was conducted by Mireskandari in the area located in north of Izeh, the report of which has not been published so far.

In the survey of Izeh plain which was done in the spring of 2007 (the results of which is the subject of this thesis), 54 sites were registered (some of which previously discovered by Wright, but many of them are reported for the first time), from which 2383 stone artifacts were collected. 40 stone artifacts were also found in secondary contexts. Totally, the assemblage shows an industry based on bladelets produced from various bladelet cores (such as conical microblade cores, single platform bladelet cores, bipolar bladelet cores). Also, in the assemblage there are small scrapers such as thumbnail scrapers, small borers, small burins, backed blade/bladelet and few geometric microliths. The assemblage is exactly the same as Karun 3 assemblage and shows near connection to the epiplaeolithic of that area, although there seems that the stone artifact are partially early Neolithic. There is a great need to excavate some of the sites in order to construct an absolute chronology for the area.

It seems that environmental elements (such as hydrological sources, elevation, flora and fauna, etc.) which are almost equally distributed in the zone, and the juxtaposition of the plain and the foothills with geological conditions of the area (which has resulted in forming of caves and rock shelters) is a major factor in making the area suitable for hunting-gathering people and possibly the first farmers.

Polynological and sedimentological studies of the sediments of the lakes, ethnological studies of the migrants of the area and systematic studies about the area before and after the epipalaeolithic in Izeh plain and its periphery are the basic studies which can help in clearing the picture of Stone Age in this part of Iran



وحید زارع ::: چهارشنبه 24 اسفند 90 ::: ساعت 6:24 عصر
نظرات ()

دانلود مجله باستانشناسی

A publication of the Archaeological Institute of America


باستان شناس



Archaeology Magazine January/February 2012


English | 72 Pages | True PDF | size : 32MB


با سرعت ایران دانلود این مجله حدودا نصف روز طول میکشه!


برای دانلود مجله کلیک کنید.



وحید زارع ::: چهارشنبه 24 اسفند 90 ::: ساعت 6:0 عصر
نظرات ()

وحدت قومی و حملات سلوکیه به ایران

چکیده:
در زمان فرهاد دوم ، پادشاه اشکانی ، آنتیوخوس هفتم – پادشاه سلوکیه – به استان ماد (همدان کنونی ) حمله کرد و آنجا را فتح نمود؛ اما فرهاد دوم قدرت دفاع از قلمرو خود را نداشت .
در این حملات در ابتدا سلوکیها پیروزیهایی به دست آوردند ؛ اما با فرا رسیدن زمستان سخت همدان و مشکل تهیه آذوقه برای سربازان سلوکی، این سربازان در استان ماد پراکنده شدند و برای تهیه آذوقه خود بر مردم ساکن روستاهای همدان فشار بسیاری وارد آوردند.
آزار و اذیت سربازان سلوکی به حدی رسید که ساکنان این روستاها به همراه یکی از اقوام اشکانی علیه سلوکیها شورش کردند و به قتل و عام سربازان سلوکی پرداختند . پس از این واقعه اشکانیان وارد عمل شدند و در جنگی که بین آنان و سلوکیان رخ داد ، پادشاه سلوکیه به قتل رسید .
در این مقاله به بررسی نقش وحدت قومی ساکنان همدان در شکست سپاه سلوکی و دفع حملات سلوکیه و نیز به قتل در آوردن پادشاه آنان بدون کمک دولت مرکزی می پردازیم .

کلمات کلیدی : وحدت قومی ، تاریخ ، دوره اشکانی ، همدان  

مقدمه :
پادشاهان اشکانی حدود 400 سال بر ایران حکومت کردند . در طول این مدت پادشاهان اشکانی در گیر جنگهای متعددی بوده اند ، اشکانیان در بعضی از این جنگها پیروز شده و در بعضی دیگر شکست خورده اند . پیروزی های اشکانیان غالبا پیروزی های سیاسی بوده که در پرتو خدنگ سربازان اشکانی حاصل شده است؛ اما گاه در دوره اشکانی شاهد پیروزی هایی هستیم که تنها در پرتو اتحاد مردم سرزمین ایران حاصل شده است . پیروزی فرهاد دوم بر آنتیوخوس هفتم که به یاری مردم سرزمین ماد حاصل شد  از جمله این پیروزی ها است . 
ایزودور در کتاب خود(10)  از دو بخش ماد سفلی و علیا نام می برد . شهر بزرگ ماد علیا همدان بوده و خزانه و نیز معبد  الهه آناهیتا در آن وجود داشته است.
او از محلی بنام (راگای) ماد هم نام می برد  که از شهرهای مهم آن راگا و چرکس بوده است و به نظر می رسد که کالج(8)  در کتاب خود در باره توصیف این استان از او نقل قول کرده است. 

ورود اشکانیان به غرب ایران :
جدا از نوشته های ژوستین(11) متون باقی مانده از بین النهرین(12)  به طور صریح به ثبت رسانده اند که مهرداد اول  (171-132ق م) اولین شاه اشکانی بود که ماد را تسخیر کرد .سکه های ضرب شده در ضرابخانه ماد  از این پادشاه نیز  بیان گر آن است که مهرداد جانشین سلوکیان در این استان شده است.
ماد تا قبل از آنکه به دست مهرداد اول تسخیر شود ، از نظر سیاسی تاریخ پر فراز و نشیبی را طی کرده است . ماد در زمان اسکندر (4) جنگهای فراوانی را سپری کرده است. پس از اسکندر نیز ماد صحنه شورشهای پی در پی حکام محلی سلوکی همچون ملون، و تیمارخوس (3) بوده است. نوشته ای در باره جنگ مهرداد اول در غرب ایران نداریم؛ اما سنگ نوشته مجسمه لمیده هرکول در بیستون(2)  که دارای  تاریخی معادل  148 ق.م. را نشان می دهد، بیانگر آن است  که ماد  تا قبل از این تاریخ تحت سیطره سلوکیها بوده و هنوز به دست اشکانیان تسخیر نشده بوده است.
فرای می نویسد اوضاع نابسامان ماد و شورشهای پی در پی در آن به تیمارخوس این اجازه را می داد که خود را پادشاه ماد بنامد و علیه دمتریوس  سر به شورش نهد. از طرفی دور بودن ایالت ماد  از مرکز حکومت سلوکیان زمینه را  برای حمله مهرداد اشکانی به این ایالت بیشتر آماده می ساخت . ولی  بیشتر محتمل این است که در زمانیکه مهرداد در جنگ با باختریان (4) بوده برای اینکه بتواند ارتباط بین سلوکیان و باختریان را قطع کند سعی به حمله در دو سمت نموده است. چنانکه تشابهات بین سکه های اوکراتید و تیمارخوس می تواند موید این ارتباط باشد.
پیرنیا می نویسد (1) پادشاه شام (دمتریوس دوم) با لشکری عظیم از دجله عبور نمود که با مهرداد بجنگد و علت این حمله را ناراضی بودن مردم ایران از سلطنت  می داند.  کالج  می نویسد مهرداد اول دمتریوس(8) را بعد از اسارت به هیرکانیا فرستاد و دیاکونف(5) هم به ذکر همین نظریه اکتفا می نماید. ولی حقیقت بالاتر از  این است، زیرا فتح ماد می توانست دروازه  فتوحات بیشتری را برای اشکانیان  بگشاید. چنانکه از  نوشته فرای(7)  می توان بیشتر به حقیقت نزدیک گردید که اوضاع نا بسامان ماد و شورشهای پی در پی در این استان مانند شورش تیمارخوس(4) زمان را برای حمله مهرداد به ماد، ایلام و بین النهرین مهیا گردانید و باعث گردید که ساکنین  یونانی این منطقه برای کمک،  از دمتریوس پادشاه سوریه درخواست کمک کنند و در بهار 140 ق.م.  دمتریوس به طرف بابل و ماد  حرکت کرده و در 139 ق م بعد از شکست از اشکانیان به اسارت  در آمده و فرماندهان اشکانی (13) او را به هیرکانیا نزد مهرداد فرستادند. بعد از آنکه دمتریوس دوم به اسارت  در آمد، مهرداد در هیرکانیا  برای اینکه بتواند بین این دو حکومت پیوندی را ایجاد کند، دختر خود "رود گونه" را به عقد دمتریوس در آورد. مهرداد اول(13) در کهولت سن و در اوج احترام در حالیکه قلمرو اشکانیان را بسیار گسترش داده بود در سال  7-138 ق.م. از دنیا رفت و پس از او پسرش فرهاد دوم بر تخت سلطنت اشکانی نشست .
از نوشته های ژوستین می توان پی برد که  مهمترین مشغله فکری فرهاد، جنگ با آنتیوخوس هفتم (139/8 – 129 ق.م. ) در غرب و سکاها در شرق بوده است. وجود سکه های مسی و نقره ای او از شوش  دلالت بر آن دارد که  در آغاز حکومت خود ایلام را در اختیار داشته است .
 منابع بین النهرینی هیچگونه نوشته ای را در باره فعالیتهای  فرهاد که باعث شود تا   سلوکیان در 130 ق م  به پارت حمله ور شوند نشان نمی دهد. در سوریه بعد از اسارت دمتریوس دوم تریفون بر بخش عظیمی از قلمرو سوریه حکومت می کرد. کلئوپاترا دختر بطلمیوس پادشاه مصر که با دمتریویس ازدواج کرده بود و در اسارت به سر می برد با برادر شوهرخود آنتیوخوس سیدت ازدواج نمود و بدین ترتیب آنتیوخوس پادشاه و به عنوان مدعی واقعی مقدونیان گردید.  با آنکه ازدواج کلئوپاترا  و آنتیوخوس نمی تواند بر این اصول استوار باشد که آنتیوخوس برای آزاد سازی برادرش از دست اشکانیان به آن اقدام نماید بلکه بیشتر به جهت مشروعیت بخشیدن حکومت آنتیوخوس  درمقابل غاصبین حکومت بوده تا مبارزه علیه اشکانیان.
نوشته های بین النهرینی  به جای مانده، نشان می دهد که آنتیوخوس در ماههای فروردین و اردیبهشت  سال 129 ق م  وارد بابل شد. بنابر این برای لشکر کشی سلوکیان  در ماه نیسان   183 عصر سلوکیه زمانی که ارتش بزرگ آنتیوخوس که به همراه تعداد زیادی همراهان باید حداقل 3 ماه زودتر در زمستان 129 ق.م. سوریه را ترک نموده باشند.
ژوستین مدعی است که با نزدیک شدن زمستان پادشاه سلوکیه به تقسیم ارتش خود  در میان شهرهای استان ماد  پرداخته و به تابعین خودش دستور داد  که به  تهیه آذوقه بپردازند. بالا گرفتن رفتار تهاجمی  و غیر قابل تحمل سربازان  باعث شد که ساکنین آنجا با  اشکانیان متحد شوند. در این میان فرهاد با فرستادن  دمتریوس، به سوریه تلاش کرد که  باعث ایجاد شکاف بین آنان، گردند ولی ناگهان  آنتیوخوس در جنگ شکست خورده و به اسارت اشکانیان درآمده و  در پاییز  8-129 ق.م. دیده از جهان فرو بست  و خبر مرگ  او بعد از آذر 129 ق.م. به سلوکیه رسیده است.
در همان زمان منابع باقی مانده  از بابل  تایید می نماید که اشکانیان به کنترل شهر در اردیبهشت 128 ق.م. اقدام کردند از این نظر  مدارک کمی از ماه خرداد 127 ق.م. داریم. در سه جنگ متوالی آنتیوخوس(1) با فرهاد ، آنتیوخوس به پیروزی رسید و فرهاد چاره ای در آزاد کردن دمتریوس نداشت.
با آنکه ژوستین آنچنان به جزئیات اتفاقات رخ داده شده بین فرهاد و آنتیوخوس اشاره نمی کند ولی پیرنیا(2) به نقل قول از فلاویوس  مورخ یهودی می نویسد " سربازان یهودی که به همراه آنتیوخوس بودند بعد از سه شکست پی در پی اشکانیان به طرف  هیرکانیا پیشروی کردند و آنتیوخوس با رسیدن فصل سرما در یکی از قشلاقهای خراسان یا ری یا نقطه دیگری از نقاط کوهستانی، کرمانشاه و یا ماهی دشت و ذهاب (نزدیک مسحد سلیمان)  اقامت کردند و ارتش خود را در اطراف ممالک پارت متفرق نمودند.
پیرنیا در ادامه اشاره می کند که  سپاهیان یهودی ساکن بیت المقدس  بخاطر عدم تحمل سرمای کشنده آن منطقه مجبور به بازگشت شدند و سربازان متفرق شده در روستاها بنای  دست اندازی به مال مردم گذاشتند  و آنها را به ستوه  آوردند. در نتیجه مردم یکمرتبه بر ارتش سلوکیه  شوریده و هر جا که ارتشیان سلوکیه را یافتند به قتل رساندند.
بیوار(13) آغاز جنگ فرهاد دوم و آنتیوخوس را در  بهار 129 ق.م می داند و به ذکر نوشته ژوستین اکتفا کرده و محل جمع آوری سواران آنتیوخوس را در نزدیکی همدان اشاره می کند. دیاکونف ذکر می کند در اثر  فتوحات اولیه باعث می گردد که  ساکنین بومی به آنان ملحق شوند زیرا نه تنها در سوریه بلکه در بین النهرین و ماد سلوکیان با ایجاد مستعمره نشینان نظامی و تقسیم زمین های شاهی و املاک متعلق به معابد و هدیه به ساکنین بومی زمینه عمیقی برای طرفداری خود را در این منطقه فراهم نموده بودند. از طرفی تسخیر دوباره ماد توسط سلوکیان در حمله  آنتیوخوس می تواند نشانگر آن  باشد  که ساکنین ماد و شهرهای آن تابعیت  را بطور کامل نپذیرفته بوده اند.
دیاکونف (5) و بیوار(13)  به نقل از ژوستین می نویسند که سربازان یونانی به ماد آمدند و زمستان را در  دهکده ها اقامت نمودند و در این بین فرهاد مذاکراتی را با آنتیوخوس  آغاز کرد که شرایط پیشنهادی آنتیوخوس  بازگرداندن برادر او دمتریوس بود. فرهاد تمام ولایاتی که مهرداد اول از سلوکیان تسخیر کرده برگردانده  و  خود را شاه نخواند و مکلف شد که هر سال مبلغ گزافی را به عنوان باج به سلوکیه بپردازد که برای او  سنگین بود. در اینجا  باید  به وسعت محدوده قلمرو ماد در زمان اشکانیان اشاره نمود. آنچه پیرنیا به درستی و نادرست از فلاویوس بیان می کند که ماد در آن زمان تا هیرکانیا و پارت گسترش داشته و سربازان سلوکیه در این قلمرو پراکنده شده بودند. چنانکه ایزودور در تعریفی که از استان ماد دارد با تسخیر ماد توسط سلوکیان اشکانیان به قلمرو اصلی خود یعنی هیرکانیا و پارت باز می گردند و آنان را در همسایگی  سکاها قرار می دادند که  علاوه بر آنکه آنان بر اقتدار باختریان در شمال شرق ایران خاتمه داده بودند، می توانستند از ضعف باختریان در این منطقه حداکثر بهره برداری را نموده و باعث جلوگیری  حمله باختریان به اشکانیان گردند.

شورش مردم ماد
همچنانکه ژوستین به این شورش اشاره دارد شورش مردم ماد علیه سلوکیان  را دیاکونف(5) و زرین کوب(6) در روحیه ضد سلوکی ساکنین ماد می داند ولی بیوار   (13) و گیرشمن(9) نمایندگان فرهاد را در بین مردم عامل  این شورش ذکر می کنند که  آنتیوخوس بعدها متوجه اشتباه خود در  پراکنده نمودن لشکریان در میان ساکنین منطقه  گردید،  ولی  چون درک این اشتباه با تاخیر همراه بود با رسیدن  لشکریان پارت و جنگ با آنتیوخوس او به قتل رسید و فرزند او سلوکوس و برادر زاده او به دست فرهاد به اسارت در آمده  و سربازان سلوکیه کاملا تار و مار گردید.
مورخین تفاسیر متفاوتی را در باره این شورش بیان کرده اند  ولی به دلایل مختلفی نمی توان نظرات آنان را پدیرفت:
اولا: اگر شاه اشکانی امیدی به شورش مردم ماد داشت چرا با آنتیوخوس  مذاکره نمود؟.
ثانیا: در صورت امید به این مذاکره چرا دمتریوس را آزاد نمود؟
مسلما نه فرهاد و نه آنتیوخوس گمان نمی کردند که ساکنین ماد سر به شورش نهاده و سربازان سلوکیه  را به قتل برسانند و از طرفی نمی توان پذیرفت که در این لشکرکشی   آنتی آخوس، توده عظیمی از ایرانیان را با خود همراه خود داشته، در نتیجه  سربازان سلوکیه در نزد ایرانیان غیر ایرانی شمرده می شدند. از طرفی همچنان که ژوستین می نویسد  انتخاب هیمریوس به عنوان نایب السلطنه فرهاد جهت فروکش نمودن روحیه ضد سلوکی  مناطق جنوب غرب ایران علیه اشکانیان بوده و رفتار احترام  آمیز او با جسد و خانواده آنتیوخوس را می توان در راستای این سیاست برشمرد.
 
نتیجه گیری
ظهور شورشها و نهضتهای متمادی علیه یونانیان در ایران و دیگر جاها، جنگ های داخلی در میان سلوکیان و یونانیان باختر نه تنها از زمان مهرداد اول بلکه بسیار پیش از او  از پایه ریزی شده بود  و این باعث گردید که مهرداد به راحتی به مقابله با دو حکومت شرق و غرب یونانی باختری و سلوکیه بپردازد.
فساد درونی حکومت سلوکیه برای جانشینی تخت سلطنت سوریه و از طرفی شورش سرداران سلوکی باعث از بین رفتن ثبات سیاسی در قلمرو این حکومت شد. بعلاوه بقای حکومت سلوکی  به خاطر نداشتن ریشه های مردمی و از طرفی منشاء غیر ایرانی آن با مشکلات جدی مواجه شده بود .
ژوستین علل حمله آنتیوخوس هفتم به اشکانیان را خونخواهی او نسبت به  برادرش دمتریوس که در اسارت اشکانیان بود بر شمرده، ولی این عمل در دیگر منابع نوشتاری بین النهرینی ذکر نگردیده است، از طرفی بازگشت دمتریوس باعث می شد که آنتیوخوس از تخت پادشاهی سلوکیه بر کنار گردد و نمی توانست بطور یقین ملاک حمله آنتیوخوس بر اشکانیان باشد. شکست ناگهانی آنتیوخوس بخاطر شورش ناگهانی ساکنین ماد علیه سلوکیان بود . علت شورش ساکنین ماد نیز  بیش از آنکه به خاطر طرفداری از اشکانیان بوده باشد به خاطر روحیه ضد سلوکی مردم ماد بود . سلوکیان تفکرات ضد ایرانی داشتند که تحمل  آن برای مردم ماد ممکن نبود .
منابع
فارسی
(1) پیرنیا، حسن، (1371)،  ایران باستان، تهران، صفحات 380-411.
(2) حاکمی، علی،( 1338): مجسمه هرکول در بیستون، مجله باستان شناسی، جلد ¾ ، تهران ، صفحات 12-13.
(3)خدادیان، اردشیر،(1380) تاریخ ایران باستان ، تهران ،1380،ص 116 .
(4) سر پرسی سایکس،(1379) تاریخ  ایران، ترجمه سید محمد تقی فخر داعی گیلانی، جلد اول، تهران،صفحات 337-393.
(5) دیاکونف،م م ، (1344) اشکانیان، ترجمه کریم کریم کشاورز، تهران،ص 45.
(6) زرین کوب، عبدالحسین، (1364) تاریخ مردم ایران، تهران،ص 335.
(7) فرای، ریچارد، ان،(1377) میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران، جاپ پنجم. صفحات 286-8.
(8) کالج، مالکوم، پارتیان،(1357)  ترجمه مسعود رجب نیا،  تهران، صفحات 26-52.
(9) گیرشمن، رومن، (1336) ایران ار آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین،تهران، صفحات 245-6.
لاتین

(10)Isodore of  Chariax, (1914)  Parthian Station, Translated by Wilfred H,Schoff, London, p.3.
(11) Justin, VI-XL.
(12)Asar.F.G., (2003) A Revised Parthian chronology of the Period 141-54 BC, Edinburgh, p.6.
(13) Bivar.A.D.H., (1985) Cambridge History of Iran Volume 3 (1), Cambridge, 1985.pp 34-7.


نویسنده : خانم دکتر طاهره عزیزی پور عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت



وحید زارع ::: شنبه 20 اسفند 90 ::: ساعت 9:15 عصر
نظرات ()

   1   2      >

مطالب پیشین

حمایت از ثبت پسوندهای اینترنتی دات پارس (PARS.) و خلیج فارس (Per
قربانگاه 1500 ساله در پرو
کتیبه دختر گبر اقلید
کشف تخته سنگ نادری از رامسس سوم در معبد کارناک
نابودی تمدن مایاها بر اثر خشکسالی
کشف کلاه جنگجوی باستانی ، صاحب ناشناخته
کاخ مدائن
10کشف برتر باستان شناسی
10کشف برتر باستان شناسی
10کشف برتر باستان شناسی
جهان در انتظار بزرگترین کشف باستانشناسی قرن
جزیره کوچکی از بزرگترین مجمع الجزایر جهان
مشهورترین جسد جنگ دوم جهانی +عکس
وصیت نامه ی وحشی بافقی
(( انا لله و انا الیه راجعون ))
[همه عناوین(263)][عناوین آرشیوشده]

درباره ما

قوانین سایت ما



 
اعضای گروه باستان شناسان پارس
مدیر وبلاگ : وحید زارع[78]
نویسندگان وبلاگ :
ادیان گورکی
ادیان گورکی (@)[69]

حامد مولایی
حامد مولایی (@)[97]

حبیب رئیسی (ارشد)
حبیب رئیسی (ارشد)[2]
شیوا روستایی
شیوا روستایی[0]
زهرا فارسی
زهرا فارسی[15]
میثم شکری پور
میثم شکری پور[2]
یک پارسی
یک پارسی[1]
دومین پارسی
دومین پارسی[0]
سومین پارسی
سومین پارسی[0]

 


تمامی حقوق سایت گروه باستان شناسان پارس محفوظ است
DESIGNED BY REGION FREE™ W W W . B A S T A N S H E N A S . I R